داستان کوتاه گور کن – نویسنده حسین هادی پور

سلام و درود خدمت دوستان عزیز

دو برادر به نام هادی و قائد کنار هم نشسته اند و دارن صحبت میکنن.

هادی در حال کندن قبری برای خان تازه درگذشته روستا میباشد.

قائد از هادی درخواست هایی میکنه که باعث میشه بین این دو برادر بحثی پیش بیاد.

هادی که در حال کندن قبر هست, کلنگ اون به کوزه ای پر از سکه میخوره و …

دوستان عزیز ادامه داستان رو داخل کتاب بخونید و لذت ببرید.

 برای دانلود کتاب کلیک کنید

نویسنده و عکاس : حسین هادی پور

لینک کوتاه:

6 thoughts on “داستان کوتاه گور کن – نویسنده حسین هادی پور

  1. سلام حسین جان، قشنگ بود، لذت بردم ولی نتیجه‌گیری آخرش بیشتر با قائد جور در میاد تا هادی، چون این قائد بود که تشنه پول بود، اگه میخاستین این نتیجه رو منتقل کنید بهتر بود قائد مرتکب برادرکشی میشد… در مورد هادی جور دیگه و از زاویه دیگه باید نتیجه‌گیری کرد.
    در کل ممنون بابت اشتراک‌گذاری فیلمنامه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سایت شخصی حسین هادی پور